لبخند تلخ

به وبلاگ من خوش اومدی


برای آدم نابینا شیشه و الماس یکیست . اگر کسی قدر تو را ندانست فکر نکن تو شیشه ای اون نابیناست..!

نوشته شده در چهارشنبه 23 مرداد1392ساعت 19:23 توسط علی|




یادمان باشد دلتنگی هرگز دلیل خوبی برای تکرار یک "اشتباه" نیست...

نوشته شده در دوشنبه 3 تیر1392ساعت 11:28 توسط علی|



بازی حکم به من آموخت وقتی "تک" باشی حتی از شاه هم سر تری...

نوشته شده در پنجشنبه 16 خرداد1392ساعت 10:43 توسط علی|



دیگران برای خوابیدن قصه میگویند من قصه خود را میگویم تا دیگران بیدار شوند.

نوشته شده در یکشنبه 29 اردیبهشت1392ساعت 11:23 توسط علی|



تاکنون دوستی را پیدا نکرده ام که به اندازه ” تنهایی ” شایسته رفاقت باشد.
نوشته شده در جمعه 16 فروردین1392ساعت 19:53 توسط علی|



هر کی دلتو شکست صداشو در نیار...یه روز دلش میشکنه صداش در میاد.

نوشته شده در جمعه 16 فروردین1392ساعت 13:25 توسط علی|



تنهایی را ترجیح میدهم به "تن هایی" که روحشان با دیگریست...

نوشته شده در شنبه 28 بهمن1391ساعت 20:13 توسط علی|



وقت خودکشی ما گرگهاست....بگذار جنگل بماند برای خرگوشهای زیبایی که ادعای شیری میکنند....

نوشته شده در شنبه 28 بهمن1391ساعت 20:6 توسط علی|




یادمان باشد به هر کسی پیله نکنیم...چون توهم پروانه بودن به سرش میزند..!!

نوشته شده در یکشنبه 17 دی1391ساعت 10:6 توسط علی|



یادمان باشد:آن هنگام که از دست دادن عادت میشود  به دست آوردن دیگر آرزو نیست...

نوشته شده در سه شنبه 14 آذر1391ساعت 17:22 توسط علی|



عاشورا، شراره عشق حق است که بر جان عاشقان حسين فرو مي ريزد. يا حسين

نوشته شده در شنبه 27 آبان1391ساعت 10:55 توسط علی|



دوست داشتن کسیکه دوستت نداره مانند بغل کردن کاکتوسه.هر چی محکمتر بغلش کنی بیشتر بهت آسیب میرسونه.

نوشته شده در شنبه 20 آبان1391ساعت 20:13 توسط علی|



گاهگاهی که دلم میگیرد با خودم می گویم به کجا باید رفت به که باید پیوست به که باید دل بست به دیاری که پر از دیوار است!به امینی که امانت خوار است!یا به افسانه دوست...!گریه ام می گیرد...

نوشته شده در سه شنبه 28 شهریور1391ساعت 10:47 توسط علی|



من برای متنفر بودن از کسانی که از من متنفرند وقتی ندارم زیرا درگیر دوست داشتن کسی هستم که مرا دوست دارد.
نوشته شده در پنجشنبه 23 شهریور1391ساعت 11:22 توسط علی|



خودت باش به اعتماد هیچ شانه ای اشک نریز به اعتبار هر اشکی هم شانه نباش.آدمی به خودی خود نمی افتد از همان سمتی می افتد که تکیه کرده است...
نوشته شده در شنبه 7 مرداد1391ساعت 19:31 توسط علی|



اگر کسی بهت خیانت کرد بدان ارزش تو بیشتر از اوست...
نوشته شده در سه شنبه 3 مرداد1391ساعت 19:33 توسط علی|



بــــــــــــــــــعضی ها را در جوب بایـد شـست

تــا لـجن ها همه خوشحــال شـوند کــه

کـثیف تــر از خودشــان هم هـست . . .

نوشته شده در چهارشنبه 28 تیر1391ساعت 17:57 توسط علی|




تو کُجایی سُهراب؟

آب را گِل کردند...

چشم ها را بستند و چه با دل کردند!

وای!سهراب!کُجایی آخَر؟

خون به چشمانِ شقایق کردند...

تو کُجایی سهراب؟

که همین نزدیکی عشق را دار زدند!

همه جا سایه ی دیوار زدند...

اِی سُهراب کجایی که بیبنی حالا دلِ خوش مِثقالی است!

دِل خوش سیری چَند؟

صَبر کُن سُهراب...!

قایقت جا دارد؟؟

منم از همهمه ی داغِ زمین بیزارم...

نوشته شده در دوشنبه 8 خرداد1391ساعت 13:13 توسط علی|



وقتی برگ های پاییز رو زیر پات له می کنی یادت باشه ....

روزی بهت نفس هدیه می کردن...

نوشته شده در دوشنبه 8 خرداد1391ساعت 13:8 توسط علی|



شنیدید که میگن:شاید نشود به گذشته بازگشت و آغازی زیبا ساخت ولی می توان از هم اکنون شروع کرد ویک پایان زیبا ساخت؟؟اما من میگم:پایان تلخ بهتر از تلخی بی پایان است...نظر شما چیه؟
نوشته شده در شنبه 30 اردیبهشت1391ساعت 18:0 توسط علی|



من سرم را با افتخار بالا میگیرم چون بازی را به کسی باخته ام که با خیانت برد...
نوشته شده در شنبه 23 اردیبهشت1391ساعت 22:0 توسط علی|



بعد تو ﻳه صدای مزاﺣﻣی هیچ وقت ولم نکرد

ﻳﮧ صدای ﻤﺑﻬﻤیﻜه هر دم  تو گوشم

ﻣیگه:

باﺧﺗی پسر!!!

نوشته شده در جمعه 22 اردیبهشت1391ساعت 11:15 توسط علی|



باران همیشه می بارد ، اما مردم ستاره را بیشتر دوست دارند ،

 نامردیست آن همه اشک را به یک چشمک فروختن !!!

نوشته شده در جمعه 8 اردیبهشت1391ساعت 12:4 توسط علی|



فاحشه را خدا فاحشه نکرد؛
آنان که در شهر نان قسمت می کنند، او را لنگ نان گذاشته اند، تا هر زمان که لنگ هم آغوشی ماندند، او را به نانی بخرند !!!

نوشته شده در جمعه 8 اردیبهشت1391ساعت 12:1 توسط علی|



اینجا زمین است ، زمین گرد است !
ای تویی که مرا دور زدی ..... فردا به خودم خواهی رسید !!!!
و حال و روزت دیدنیست....

نوشته شده در چهارشنبه 6 اردیبهشت1391ساعت 20:5 توسط علی|



به روزها دل مبند ، روزها به فصل که میرسند رنگ عوض میکنند
با شب بمان ، گرچه تاریک است ولی همیشه یکرنگ است
نوشته شده در پنجشنبه 31 فروردین1391ساعت 19:52 توسط علی|



این جمله را هرگز فراموش نکن:

" برای دوستت دارم بعضی ها مرسی هم زیاد است "!!!!
نوشته شده در دوشنبه 28 فروردین1391ساعت 18:32 توسط علی|



من عاشقانه دوستش داشتم و او عاقلانه طردم کرد...منطق او حتی از حماقت من احمقانه تر بود...

نوشته شده در یکشنبه 27 فروردین1391ساعت 14:46 توسط علی|



نيا باران

زمين جاي قشنگي نيست

من از اهل زمينم

خوب ميدانم، كه گل در عقد زنبور است

ولي پروانه را هم دوست ميدارد....

نوشته شده در دوشنبه 21 فروردین1391ساعت 16:26 توسط علی|



آب نریختم که بر گردی آب ریختم که پاک شود هر چه رد پای توست از زندگیم...
نوشته شده در شنبه 19 فروردین1391ساعت 12:13 توسط علی|




مطالب پيشين
» قدر...
» اشتباه...
» تک بودن...
» قصه...
» شایسته...
» دل شکسته...
» تنهایی...
» خودکشی...
» پیله...
» عادت...
Design By : ParsSkin.Com